مجله تخصصی معماری حامی نو

موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند

موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
طرح موزه ی یهود یکی از شاهکارهای بیان مفاهیم هنری و استعاری است. کسی که از موزه بازدید کند محال است که به این زودی ها ان را از یاد ببرد. پلکانی پهن و تیره به سمت پایین و به زیرزمین منتهی میگردد. دالان های شیبدار که کف آنها از سنگ است بازدید کننده را وا میدارد تا مسیرخود را ادامه دهند.
مقاله های بیشتر از معماری

موزه ی یهود در برلین بین سالهای ۱۹۸۸ و ۲۰۰۵ ساخته شد. خط یکی از مهم ترین عناصر معماری لیبسکند است. از این روست که لیبسکند طرح موزه را بین الخطوط نامیده است. جهت فهم این نکته باید به پلان موزه مراجعه نمود. طرح پلان موزه خطی را نشان می دهد که ۹ بار با زوایای حاده شکسته شده است. این شکستگی ها شکلی زیگزاگی ایجاد می نمایند که بیانگر شکل شکسته ی ستاره ی داود است. خطوط در نمای ساختمان به فرم باریکه های طویلی پدیدار می شوند و چنین وانمود می کنند که دیوارهای موزه براثر صدمات وارده ترک خورده اند. از انجایی که ما به اشکال منظم هندسی و سطوح مسطح خو گرفته ایم، اضلاع شکل گرفته ی موزه با خطوط درهم شان از دید چشم بازدید کنندگان به صورت خطوط خراش داده شده و رنج آور تدویل می گردند.

طرح موزه ی یهود یکی از شاهکارهای بیان مفاهیم هنری و استعاری است. کسی که از موزه بازدید کند محال است که به این زودی ها ان را از یاد ببرد. پلکانی پهن و تیره به سمت پایین و به زیرزمین منتهی میگردد. دالان های شیبدار که کف آنها از سنگ است بازدید کننده را وا میدارد تا مسیرخود را ادامه دهند. در پایین پله ها در زیرزمین پشتی دو مسیر دیگر در انتظار نشسته اند. یکی به دری فلزی منتهی می گردد که به سنگینی به فضای خالی نماد کوره ی ادم سوزی باز می شود که حجمی مرتفع و ذوزنقه ای شکل با دیوارهای مستحکم بتنی دارد. در اینجا تنها یک منبع نوروجود دارد و عبارت است از باریکه ای در گوشه ی این فضا که باعث می شود کورسویی از نور از ارتفاعی ناممکن به درون بتابد. یک دالان دیگر باقی می ماند. این دالان به بیرونی محصور و پوشیده از قلوه سنگ (باغ تبعید و مهاجرت) که شاخص ترین نشانه ی ان شبکه ای از ۴۹ ستون بلند ضخیم و راست گوشه ی بتنی است منتهی می گردد. از رأس هر ستون تنها یک درخت زیتون سربراورده است. ستون های اندکی خم شده اند و می توان در میان انها به قدم زدن پرداخت. این فضا مشخصا ناپایدار به نظر می رسد.

 

(باغ تبعید و مهاجرت) یکی از توانمند ترین تداعی کننده های بی ثباتی و عدم قطعیت به شمار می اید که تاکنون ساخته شده است. از دیگر ویژگی های این بنا سقف های بلند و دیوارهای طولانی عریان و سفید آن است. زاویه ها نیز به ناگاه تند و تیز می شوند و پنجره های اریب به شکلی غیرمنتظره ای دیوارها را می شکافند. این معماری شگفت انگیز و از جنبه های متفاوت تاثیرگذار است و یکی از موفق ترین کارهای اجرا شده ی لیبسکند محسوب می شود.

دیوارهای سیاه و نا آشنا، فضاهایی که به بن بست می رسند.تاریکی هراس آور و نورکوچکی که با زاویه ای شکسته از گوشه ای به درون می تابد….


مسیر ویرانی به برج هولوکاست منتهی می شود که از دیگر اجزای ساختمان جداست. کف این قسمت پر است از صورتک های چدنی که بازدید کنندگان باید از رویشان عبور کنند و با پا گذاشتن روی آنها صدایی شبیه جیغ انسان شنیده می شود

 

خطوط روی بنا هم نشأت گرفته از نقشه شهر برلین و نشان دهنده محله های یهودی نشین و خیابان هایی است که در آنها اتفاق یا حادثه ای مهم و تاریخی مرتبط با یهودیان روی داده است. مسیر سرگردانی از فضاهایی تشکیل شده که پنجره هایی به روبرو دارند. این مسیر ها و پنجره ها به چیز خاصی نمی رسند و هدف آنها القای مفهوم سرگردانی به بازدیدکنندگان است.

 

یکی از ورودی ها از داخل ساختمان کنار موزه است. این بنا در تضاد با ساختار در هم ریخته موزه قرار می گیرد.بنای موزه بر امتداد خط شکسته‌ای شکل گرفته است که بیان سرگذشت یهودیان در طول تاریخ است. می توان در هم ریختن ستاره داوود را در فرم کلی این موزه دید و خوانش های متفاوتی از آن داشت.در این موزه شکستن معنای نشانه ها و رسیدن به بی معنایی و در عین حال خلق معناهایی جدید و چند گانه را می بینیم.با ایجاد یک فضای خالی یا وید که به شکل خطی از میان پلان نامنظم این مجموعه عبور میکند ،جای خالی یهودیان در برلین را یاد اور می شود.

 

زاویه های تند و فرم های تکه تکه شده. مهم تر از همه اینها ، روابط فلسفی مستحکم از ویژگی های بارز موجود در طرح های اوست . لیبسکیند عمیقا ضد کلاسیک است . در نزد وی قواعد کلاسیک تناسب ، هماهنگی ، نظم ، تقارن و توازن که به شکلی موقر در کاخ قرن هیجدهمی مجاور اثر وی در برلین به چشم می خورد در واقع حکم نظام هایی بسته و منسوخ را دارند.

 

و چیزهای پیچیده ، خرد ستیز و درون یافتی را به خرد ورزی مستقیم و بی چون و چرا ترجیح می دهد و به گمان وی خرد ورزی «مفروض» همین است و بس . این معمار ، آرمان گرا و فردگرایی افراطی است که می کوشد فراتر از آزادی هنر برای هنر ، و فراتر از مقوله های فرم ناب گام نهد . به بیان بهتر ، او در هر ساختمانی که طراحی می کند ، در جست و جوی این است که ویژگی هایی تازه را برای معنای وضع کند ، و همچنین راه هایی تازه را برای پیوند بنا ، مکان و فضا با تاریخ ، زندگی امروز و زندگی فردا به وجود آورد .

 

موزه یهودیان برلین ، نمونه ای از شور و هیجان و نیز پیچیدگی جست و جوی لیبسکیند برای مفاهیم معماری است . لیبسکیند می گوید که برای دستیابی به طرح مورد بحث ، نشانه ها و مظاهر بارز زندگی شهروندی یهود و غیر یهود را جست و جو کرده و آنها را برای ایجاد هندسه های زاویه دار در زمین ، بر روی نقشه مشخص ساخته است .خود وی این را « ماتریس خرد ستیزی » می نامد .

 

دنیل لیبسکیند برای طراحی این مجموعه به مظهرها و نشانه‌های بارز زندگی یهودی‌ها توجه کرده‌است وی این مظاهر را به صورت شکل‌های هندسی زاویه‌دار طراحی کرده است که به آنها عبارت «ماتریس خرد ستیزی» نسبت می‌دهد.

 

  • موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
    تصویر شماره 1 :: موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
  • موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
    تصویر شماره 2 :: موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
  • موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
    تصویر شماره 3 :: موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
  • موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
    تصویر شماره 4 :: موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
  • موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
    تصویر شماره 5 :: موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
  • موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
    تصویر شماره 6 :: موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
  • موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
    تصویر شماره 7 :: موزه ی یهود اثر دنیل لیبسکیند
تبلیغ با میترا رنک